[ امروز : سه شنبه 17 تیر 1399 ]

آهن

مقدمه
آهن 5 درصد وزن پوسته زمين را تشكيل مي‌دهد و همواره در خاكها وجود دارد ولي مقدار آهن قابل حل در خاك در مقايسه با كل آن فوق‌العاده كم است.
آهن جزء عناصر كم مصرف گياه محسوب مي‌شود. عناصر كم مصرف با وجود اينكه به مقدار كم مورد نياز گياهان مي‌باشند ولي نقش برجسته‌اي در رشد و نمو گياهان برعهده دارند كه از آن جمله مي‌توان نقش آنها در فعاليت آنزيمي، رشد، تمايز سلولي، تشكيل گل، ميوه و بهبود كيفيت محصول را ذكر كرد.
در بسياري از نقاط جهان گياهاني يافت مي‌شوند كه برگهاي جوان آنها سبز كمرنگ و يا مايل به زرد مي‌باشد، اگر اين رنگ‌پريدگي بين رگبرگها باشد در بيشتر مواقع مي‌توان مطمئن بود كه گياه از كمبود آهن رنج مي‌برد. كمبود آهن يا كمي تحرك آن در گياه باعث مي‌شود كلروفيل به مقدار كافي ساخته نشده و برگها رنگ پريده شوند. از آنجا كه كلروفيل انرژي نور خورشيد را به انرژي شيميايي تبديل مي‌كند، كاهش مقدار سبزينه برگ منجر به كاهش ماده‌سازي گياه و در نهايت كاهش محصول مي‌شود. كمبود شديد آهن به خشك شدن حاشيه سپس تمام برگ و شاخه و گاهي مرگ گياه مي‌انجامد. گاهي هم در اثر كمبود آهن گياه دچار ضعف شديد شده و عوامل بيماري‌زا به آن حمله مي‌كنند.
برخي از گياهان كه از نظر تغذيه آهن دچار مشكل مي‌شوند در مناطقي هستند كه خاكهاي آن مقدار قابل توجهي كربنات كلسيم دارد. در حدود 25 تا 30 درصد سطح كره زمين را خاكهاي آهكي فرا گرفته كه در آن ذخيره قابل توجهي كربنات كلسيم وجود دارد كه درصد آن گاهي تا بيش از 40 درصد مي‌رسد. وجود مقدار زياد كربنات كلسيم در اين خاكها كه همراه با 5/8 تا 5/7 = pH است، معمولاً موجب بروز مشكلاتي نظير كمبود آهن مي‌شود.
درباره تأثير بيكربنات بر كاهش جذب آهن عقيده بر اين است كه بيكربنات توليد شده در خاك خاصيت بافري دارد، بدين معني كه از كاهش pH در اطراف ريشه‌ها تا حدي جلوگيري مي‌كند و در نتيجه از حلاليت بيشتر تركيب‌هاي آهن‌دار و قابليت جذب آهن كاسته مي‌شود، همچنين بيكربنات با تأثير بر جذب آهن از سيستم آپوپلاست برگ به داخل سيتوپلاسم از طريق پلاسما مي‌تواند بر انتقال و توزيع آهن در برگها هم مؤثر باشد.
از ديگر عواملي كه موجب كمبود ريزمغزي‌ها و كاهش عملكرد ناشي از آنها مي‌شوند مي‌توان: كشت توأم و پي‌درپي اراضي، كشت واريته‌هاي پرمحصول با نياز غذايي بالا، مصرف بي‌رويه و نامتعادل كودهاي شيميايي خصوصاً كودهاي ازته و فسفره نام برد.
در اين تحقيق سعي مي‌شود كه علاوه بر آشنايي بيشتر با آهن و عوارض ناشي از كمبود آن در گياه روشهاي علمي و عملي براي رفع كمبود آهن تا حد قابل قبول ارائه شود.

آهن :
خواص شيميايي
فلز سنگيني است كه در خاك و گياه بصورت كاتيون 2 و 3 ظرفيتي يا در تركيبات آهن يافت مي‌شود. به سادگي قابل تبديل از كاتيون 2 ظرفيتي به 3 ظرفيتي و يا بالعكس بوده و از طريق ظرفيتهاي فرعي تمايلي به تشكيل كمپلكس (كلات آهن) دارد. اين عنصر به لاتين فرم و به انگليسي آيرون مي‌نامند.

آهن در خاكها
منشأ و اشكال : آهن از خيلي از معدنهاي اوليه اكثراً از معدنهاي تيره رنگ (بيوتيت، اليوين) و معدني‌هاي آهن ثانويه (گوئتيت و هماتيت، فسفات آهن، كربنات آهن و سولفيد آهن) از تجزيه و تخريب آزاد مي‌شود كه بجز در خاكهاي اسيدي شديد اغلب بزودي مجدداً‌ بصورت كانيهاي ثانويه آهن رسوب مي‌كنند.
تشكيل اين رسوب ابتدا بصورت تركيبات «بي‌شكل» كلوئيدي بزرگ با سطح خارجي بزرگ ظاهر مي‌شود كه از اين جهت نسبتاً به خوبي تحريك‌پذير مي‌باشد.
فراكسيونها : مقدار كل آهن در خاك معادل 5 – 40% آهن (بصورت ذخيره معدني) مي‌باشد. خاكهاي لاتريت مناطق استوايي محتوي مقدار زيادي آهن است كه قسمت بزرگي از آن از اكسيدهاي آهن تشكيل مي‌يابد. به عكس خاكهاي آلي مردابي خيلي فقير از آهن بوده و اصولاً ذخيره آلي اين عنصر بي‌اهميت مي‌باشد.
فراكسيون متحرك اين عنصر شامل آهن قابل تبادل و آهن محلول مي‌باشد كه در خاكهاي تهويه‌پذير مقدار نسبي آن بي‌اهميت است. به مقدار زيادي در خاكهاي اسيدي شديد وجود دارد و تحت شرايط احياء و همچنين در pH بالا يافت مي‌شود. بنابراين آهن متحرك فقط در خاكهاي اسيدي بد تهويه‌پذير به مقدار قابل ملاحظه‌اي يافت مي‌گردد.
 تحرك آهن : تحرك‌پذيري اين عنصر در خاكهاي اسيدي از طريق فعاليتهاي بيولوژيكي خاك به مقداركافي وجود دارد، در صورتيكه در خاكهاي محدوده قليايي تحرك آن كم بوده و گياه از ذخيره آن استفاده مي‌كند.
تثبيت اين عنصر به صورت رسوب ديرحل (فسفات آهن) در خاكهاي اسيدي كه محتوي آهن فراوان است انجام مي‌گيرد ولي اين تثبيت از نظر تأمين آهن گياهان بالنسبه بي اهميت مي‌باشد در واكنش قليايي تثبيت شديد اين عنصر به شكل اكسيد تا ظهور نقصان آن امكان‌پذير است. علاوه بر اين انواع باكتريهاي آهن در تغيير و تبديل تركيبات آهن خاك شركت دارند. بيلان كلي اين عنصر كمتر داراي مفهوم مي‌باشد زيرا ملاك عمل نسبت تحرك‌پذيري اين عنصر در خاك مي‌باشد نه مقدار آن. از اين جهت ورود اين عنصر در خاك با كودهاي معمولي عملاً بي‌اهميت مي‌باشد.
شستشوي آن به جز در خاكهاي اسيدي به ندرت صورت مي‌گيرد و با برداشت محصول چندين كيلوگرم آهن در هر هكتار از خارك خارج مي‌شود.

آهن در گياهان
مقدار و انتشار : آهن جذب شده توسط گياه فقط تا 10 % بصورت محلول در آب يا جذب شده توسط تركيبات باقي مي‌ماند و تقريباً 80% آن به صورت در كلروپلاستها به مواد سفيده‌اي متصل مي‌شوند. آهن كل در اعضاي گياهي معادل 50-1000ppm مي‌باشد. در مقايسه با ريشه و ساقه برگهاي گياهان محتوي مقدار آهن زيادتري مي‌باشند. حداكثر احتياج گياه به اين عنصر به تناسب تكامل برگها مي‌باشد. آهن در گياهان تا حدودي به صورت فسفات و اكسيد آهن تثبيت مي‌شود. گاهاً نقصان آهن حتي در جوار مقدار زيادي آهن پيش مي‌آيد. به اين جهت درجه تأمين گياه با آهن از طريق مقدار آهن فعال و يا همچنين نسبت كه حد اعتدال آن است مشخص مي‌شود.
قابليت جذب آهن : مقدار آهن بافتهاي سبز گياهي، در مقايسه با مواد پرمصرف، كم و معمولاً در حدود ppm 100 ماده خشك است. در دانه غلات، غده‌ها و ريشه‌ها، اغلب از اين مقدار هم خيلي كمتر است. بدين ترتيب، كل مقدار آهن خاك معمولاً بيش از نيازهاي گياه است. طبق بررسيهاي ليندسي (سال 1974) اغلب محصولات كشاورزي كمتر از ppm 5/0 آهن در لايه شخم خاك نياز دارند، در صورتي كه مقدار كل آهن خاك تقريباً 2% يا ppm 20000 است. بنابراين هر مسئله مربوط به عرضه آهن از خاك به گياه، هميشه در ارتباط با قابليت جذب آن است.
همانطور كه پيش از اين تشريح شد، قابليت انحلال آهن معدني، بستگي زيادي به pH خاك دارد.
ليندسي (1974) برآورد كرده است براي آنكه جريان توده‌اي بتواند آهن كافي به ريشه برساند، انحلال‌پذيري كل بايد لااقل باشد. اين سطح آهن معدني قابل حل، فقط در pH معادل 3 حاصل مي‌شود و با افزايش pH خاك، حتي با در نظر گرفتن 1% نياز به آهن تأمين مي‌شود. بنابراين در سطوح معمولي pH اندكي بيش از 4، تنها كمك فرآيند پخش (983)، سطوح آهن معدني خيلي پايينتر از مقادير موردنياز گياهان است. بدين ترتيب، به نظر مي‌رسد براي گياهاني كه در خاك رشد مي‌كنند تشكيل كمپلكسهاي آلي آهن قابل حل، به طور عمده كي‌ليتها، بايد نقش عمده‌اي در عرضه آهن بازي كنند. اين تركيبات ممكن است از تراوشهاي ريشه، مواد آلي، محصولات متابوليسمي موجودات ذره‌بيني يا از كودهاي كي‌ليت آهن كه به خاك داده مي‌شود منشأ بگيرند. معلوم شده است كه كمپلكسهاي آلي آهن قابل حل نيز در خاك يافت مي‌شوند. مثلاً، وبلي و داف (سال 1965) نشان داده‌اند كه اسيد αـ‌كتوگلوكونيك، كه در محيط ريشه ترشح مي‌شود، مي‌‌تواند آهن را انحلال‌پذير سازد كه پس از آن توسط گياه جذب شود. طبق بررسيهاي ليندسي (سال 1974)، هرگاه پخش و جريان توده‌اي هر دو در فرآيند انتقال شركت داشته باشند، برآورد شده است كه غلظتهاي كي‌ليت حتي در حد پايين تا كافي خواهد بود.
در شكل 13ـ3 طرحي منعكس است كه توسط ليندسي (سال 1974) انتشار يافته است، اين طرح كي‌ليتهاي ترشح شده از تار ريشه در قابل حل ساختن يونهاي فلزي (M)، مثلاً آهن را نشان مي‌دهد. آهن كمپلكس شده و بدين ترتيب آهن قابل حل به سلولهاي ريشه نفوذ مي‌كند كه در آنجا جذب مي‌شود. اهميت تراوشهاي ريشه در قابل جذب ساختن آهن توسط ونكات رايو و مارشنر (سال 1972) نشان داده شده است. اين محققان مشاهده كردند كه از ريشه گياه آفتابگردان در كشت محلول در شرايط كمبود آهن كه به علت رسوب دادن سولفات Fe-III در محلول ايجاد مي‌كردند، ريبوفلاوين ترشح مي‌شود. اين امر با كاهش pH در محيط كشت همراه بود، به اين علت كه گياه كاتيون بيشتري را تا آنيون جذب مي‌كرد. كاهش pH و اثر كاهنده ريبوفلاوين، آهن ته‌نشين شده را با كاستن آن به به تحرك درمي‌آورد. بدين ترتيب، قابليت جذب آهن بهبود مي‌يافت و رنگ سبز مجدداً در گياه ظاهر مي‌شد.

تركيبات دارنده‌ي آهن در دستگاه‌هاي اكسيداسيون و احياء (رداكس):
دو دسته از پروتئين‌هاي داراي آهن، كه خوب شناخته شده‌اند، عبارت هستند از: پروتئين‌هاي هيم و پروتئين‌هاي داراي آهن ـ گوگرد.

الف ـ پروتئين‌هاي هيم
شناخته شده‌ترين پروتئين‌هاي هيم، سيتوكرو‌م‌ها هستند، كه به عنوان گروه پروستتيك‌ داراي تركيبات پيچيده‌ي آهن هيم ـ پرفيرين هستند. سيتوكروم‌ها، اجزاي دستگاه‌هاي ريداكس كلروپلاست‌ها و ميتوكندري‌ها هستند و شكل سيتوكروم اكسيداز در مرحله‌ي پاياني زنجيره‌ي تنفس شركت مي‌كنند.
ديگر آنزيم‌هاي هيم عبارت هستند از: كاتالاز و پراكسيدازها. در شرايط كمبود آهن، فعاليت هر دو گونه‌ي آنزيم كاهش مي‌يابد. اين امر، به ويژه درباره‌ي فعاليت كاتالاز در برگ‌ها گوياست. بنابراين، فعاليت اين آنزيم معرفي در خور از وضعيت غذايي آهن در گياهان است.

اثر مصرف آهن بر ميزان كلروفيل و فعاليت آنزيم در برگ‌هاي گوجه‌فرنگي
تيمار ميزان آهن در برگ‌ها (ميكروگرم در گرم وزن‌ تر) كلروفيل (ميلي‌گرم در گرم وزن تر) فعاليت آنزيم (نسبي)
كاتالاز پراكسيداز
+Fe 5/18 53/3 100 100
-Fe 1/11 25/0 20 56

آنزيم كاتالاز، بر پايه‌ي معادله‌ي زير تجزيه آب اكسيژنه ( ) را به آب و اكسيژن آسان مي‌سازد:
اين آنزيم در كلروپلاست‌ها در همكاري با آنزيم سوپراكسيد دسموتاز و نيز در تنفس نوري و مسير گليكوليز نقش كليدي بازي مي‌كند.
پراكسيدازها به صورت گوناگون (ايزوآنزيم‌ها) در گياهان، به طور فراوان وجود دارند. اين آنزيم‌ها، واكنش‌هاي زير را كاتاليز مي‌كنند.

و

در واكنشي ديگر، پراكسيدازهايي كه به ديواره‌ي سلول چسبيده‌اند، پليمر شدن فنول‌ها را به ليگنين كاتاليز مي‌كنند. پراكسيدازها در ديواره هاي سلول‌هاي ريزودرم (سلول‌هاي سطح ريشه) و آندودرم ريشه، به طور فراوان وجود دارند. شواهد فراواني وجود دارند كه گوياي نقش پراكسيدازهاي موجود در ديواره‌هاي سلول ريزودرم در تنظيم جذب آهن هستند. دلايل آن، به شرح زير است: تركيبات فنولي، كه براي ساختن لينگنين لازم هستند، به درون آپوپلاست سلول‌هاي ريزوم رها مي‌شوند. ساختن ليگنين نيز به نياز دارد، كه تشكيل آن از اكسيداسيون NADH موجود در غشاي سيتوپلاسم به وسيله‌ي پراكسيداز ديگري كاتاليز مي‌شود.
اصول این واکنش بصورت زیر است:

در ريشه‌هايي كه كمبود آهن دارند، كاهش فعاليت پراكسيداز، بسيار بيشتر از فعاليت كاتالاز است. پيامدهاي آن، آسيب ديدن تشكيل ديواره‌ي سلول و چوبي شدن آن است؛ تركيبات فنولي در ريزودرم انباشته مي‌شوند و به درون محلول محيط بيرون رها مي‌شوند. برخي تركيبات فنولي، مانند اسيد كافئيك، در تشكيل كلات و احياي آهن سه ظرفيتي، بسيار مؤثر هستند.
همزمان با كاهش فعاليت پراكسيداز، اكسيداسيون NADH و يا NADHP در سطح بيروني غشاي سيتوپلاسمي نيز كاهش مي‌يابد، در نتيجه به ظرفيت غشاي سيتوپلاسم براي احياء سوبستريت‌هاي ديگر، مانند كلات‌هاي آهن سه ظرفيتي افزوده مي‌شود. كمبود آهن از فعاليت يك آنزيم ايزوپراكسيداز كه پليمر كردن تركيبات فنولي حلقوي و زنجيري به سوبرين كاتاليز مي‌كند ممانعت مي‌نمايد. اين اثر ممكن است درصد مه زدن به تشكيل ديواره سلولزي سلول‌هاي بشره ريشه و در تراكم بعضي از تركيبات فنولي در ريشه‌هاي مبتلا به كمبود آهن يك نقشي اضافي بازي كند.
ب ـ پروتئين‌هاي داراي آهن ـ گوگرد
در اين پروتئين‌هاي غيرهيمي، آهن با گروه تيول اسيد آمينه سيستئين و يا گوگرد غيرآلي هم‌آهنگ شده است. مهمترين آنها فرداكسين است. كه در شماري از فرآيندهاي سوخت وسازي پايه، طبق اصل زير به عنوان جابه جا كننده‌ي الكترون عمل مي‌كند:

در احياي گاز ازت، سه نوع گوناگون از پروتئين‌هاي داراي آهن ـ گوگرد به طور پشت سر هم (سري)، در زنجيره‌هاي جابجايي الكترون، مربوط به تركيب پيچيده‌ي نيتروناژ عمل مي‌كنند. از نقش فرداكسين در بخش‌هاي مربوط گفت‌وگو خواهد شد.

ديگر آنزيم‌هاي داراي آهن
شماري از آنزيم‌هاي ديگر، كه به خوبي بررسي نشده‌اند، وجود دارند، كه به آنها آهن يا به عنوان جزو فلزي در واكنش‌هاي ريداكس عمل مي‌كند و يا باعث ارتباط ميان آنزيم و سوبستريت مي‌شود. در گياهان مبتلا به كمبود آهن، فعاليت اين آنزيم‌ها به هم ريخته مي‌شود (شايد به علت كشش كمتر براي آهن)، كه دليل عمده براي تغييرات كلي در فرآيندهاي سوخت و سازي هستند كه در زير شرح داده مي‌شوند.
در انواع گياهان دولپه‌اي، در شرايط كمبود آهن، ريبوفلاوين، در ريشه‌هاي آنها انباشته مي‌شود. اين انباشتگي ريبوفلاوين، احتمالاً به علت به هم ريختگي سوخت وسازي پيورين است و گوياي نياز آنزيم گزانتين اكسيداز به آهن است. در واكنش با ترشح زياد پروتون ( ) به نسبت زياد ريبوفلاوين از اين ريشه‌ها خارج مي‌شوند. ارتباط ميان افزايش در ميزان آزاد شدن ريبوفلاوين و مخزن آهن در فضاي پيرامون ريشه و جذب آهن، هنوز آشكار نشده است.
پديده‌ي انباشتگي اسيدهاي آلي در ريشه‌ها و با تكرار كمتر در ساقه‌ها، در واكنش به كمبود آهن كاملاً شناخته شده است. همانطور كه در جدول 2 نشان داده شده است، اسيدهايي كه به طور عمده انباشته مي‌شوند، اسيدهاي سيتريك و ماليك هستند. هنگامي كه مصرف آهن دوباره آغاز مي‌شود، ميزان اسيد آلي در ريشه‌ها، در حدود دو روز به ميزان موجود در گياه شاهد، كاهش مي‌يابد.

رابطه ميان مصرف آهن، ميزان كلروفيل برگ‌ها، ميزان اسيد آلي در ريشه‌هاي يولاف
تيمار ميزان كلروفيل (نسبي) ميزان اسيد آلي (ميكروگرم در 10 گرم وزن تر)
ماليك سيتريك سايرين ميزان كل
+Fe 100 39 11 23 73
-Fe 12 93 67 78 238

انباشتگي اسيدهاي آلي در گياهان مبتلا به كمبود آهن، ممكن است مستقيماً به كاهش فعاليت آنزيم آكونيتاز (آكونيت هيدارتاز) مربوط باشد. اين آنزيم، ايزومر شدن سيترات به ايزوسيترات را كاتاليز مي‌كند. كاملاً به اثبات رسيده است كه آهن دو ظرفيتي از اجزاي اين آنزيم است. آهن، هم براي پايداري و هم براي فعاليت آن لازم است و مسئول تنظيم فضايي سوبستريت (سيترات و ايزوسيترات) است. تغيير ظرفيت بار الكتريكي آهن در واكنش دخالت ندارد.

الگويي براي ارتباط ميان كاهش در فعاليت آكونيتاز و انباشتگي اسيدهاي آلي در ريشه‌هاي گياهان مبتلا به كمبود آهن

جلوگيري از فعاليت آكونيتاز، بايد كار چرخه‌ي كربز (چرخه‌ي اسيد سه كربوكسيلي) را به شدت در هم ريزد، مگر اينكه ديگر مسيرهاي ساختن اسيد آلي به احتمال زياد مسير پپ كربوكسيلاز فعال شوند. افزايش در ميزان‌هاي تثبيت گاز كربنيك در برگ‌ها و ريشه‌هاي گياهان مبتلا به كمبود آهن، به خوبي به اثبات رسيده است. ميزان زياد اسيدهاي آلي به احتمال زياد منبع افزايش خروج پروتون از ريشه‌هاي بيشتر گونه‌هاي گياهان دولپه‌اي مبتلا به كمبود آهن هستند. به هر حال، در علف‌ها (براي نمونه، ذرت، يولاف) با وجود انباشتگي اسيدهاي آلي هنگامي كه نيترات منبع ازت است، افزايش در ميزان خروج پروتون مشاهده نمي‌شود. شواهد خوبي وجود دارند كه نشان مي‌دهند ميزان ساخت نيترات در ريشه‌هاي علف‌ها بيشتر از گونه‌هاي دولپه‌اي است و به همراه آن، در شرايط كمبود آهن، ميزان‌هاي خروج و بيشتر است، كه به اين ترتيب، اسيدي شدن محيط بيرون با افزايش خروج، پروتون را خنثي مي‌كند.
در برگ‌هاي جوان گياهان سبز، كاهش در ميزان كلروفيل (زردي برگ)، آشكارترين نشانه‌ي كمبود آهن است. عوامل گوناگون مسئول اين كاهش هستند كه مستقيم‌ترين آن درباره‌ي نقش آهن در ساختن كلروفيل است. ماده‌ي مشترك لازم براي ساختن كلروفيل و هيم، اسيد دلتاـ‌آمينولوولينيك است و ميزان تشكيل آن، به وسيله‌ي آهن مهار مي‌شود. به كار رفتن آهن و يا منيزيوم، به عنوان اتم مركزي در درون تتراپيرول، به ترتيب به تشكيل كوآنزيم‌هاي هيم و منيزيوم‌ـ‌پروتوپورفيرين منجر مي‌شود. كاملاً ثابت شده است كه آهن نيز براي تشكيل پروتوكلروفيليد از منيزيوم‌ـ‌پروتوپورفيرين لازم است. خوراندن اسيد دلتاـ‌آمينولوولينيك به برگ‌هايي كه كمبود آهن دارند، به افزايش در ميزان منيزيوم‌ـ‌پروتوپورفيرين منجر مي‌شود. در صورتي كه با مقايسه با بافت‌هاي برگي كه آهن به ميزان كافي دريافت كرده‌اند، ميزان پروتوكلروفيليد و كلروفيل آنها پايين مي‌ماند.
آنزيم كپروپورفيرينوژن اكسيداز، يك پروتئين آهن‌دار است كه اكسيد شدن همراه با جدا شدن گاز كربنيك، ماده‌ي منيزيوم‌ـ‌پروتوپورفيرين را كاتاليز مي‌كند.

ساختن پروتئين و تكوين كلروپلاست
دست‌كم، بخشي از جلوگيري تشكيل كلروفيل در شرايط كمبود آهن، به علت به هم ريختگي در ساختن پروتئين است. نياز به آهن براي ساختن پروتئين برگ‌ها، در كاهش بسيار زياد شمار ريبوزوم‌ها ـ كه جايگاه‌هاي ساختن پروتئين هستند ـ و افزايش در غلظت اسيد آمينه در برگ‌هاي مبتلا به كمبود آهن (زرد شده) بازتاب مي‌يابد. يكي از ويژگي‌هاي كمبود آهن، كاهش بيشتر ساختن پروتئين در كلروپلاست‌هاي سلول‌هاي برگ است تا در سيتوپلاسم. در برگ‌هاي ذرت، كه به كمبود آهن شديد مبتلا بودند، ميزان كل پروتئين 25 درصد كمتر از ميزان معمول بود، در صورتي كه ميزان پروتئين كلروپلاست 82 درصد كمتر بود. اين اختلاف‌ها، نشان مي‌دهند كه ساختن برخي پروتئين‌هاي كلروپلاست، به احتمال زياد پروتئين‌هاي ساختماني گرانا، به ويژه، آسيب ديده‌اند. در هم آوايي با اين امر، ميزان ديگر اجزاي تركيبات پيچيده‌‌ي رنگدانه و پروتئين كرموپروتئيد كلروپلاست‌ها، هنگام كمبود آهن نيز كاهش مي‌يابند. همچنين، مي‌توان كارتنوئيدها، فرادكسين و ديگر اجزاي دستگاه نوري I را به عنوان نمونه نام برد.
اثر كمبود آهن بر ميزان رنگدانه و پروتئين برگ‌هاي تنباكو
مصرف آهن (زردي برگ) ميزان رنگدانه (ميلي‌گرم در گرم وزن تر) ميزان پروتئين (ميلي‌گرم در گرم وزن تر)
كلروفيل a+b كارتيوئيدها كلروپلاست سيتوپلاسم
+Fe 98/0 45/0 6/8 8/12
-Fe 34/0 33/0 0/5 9/11

با ادامه‌ي شدت كمبود آهن (يعني اينكه، ميزان كلروفيل در واحد سطح كاهش مي‌يابد)، ميزان پروتئين، بر پايه‌ي سطح برگ، حجم سلول برگ و شمار كلروپلاست‌ها، بدون تغيير برجا مي‌ماند، در صورتي كه حجم كلروپلاست و ميزان پروتئين برحسب كلروپلاست كاهش مي‌يابد. در برگ‌هايي كه كمبود آهن دارند، ميزان فتوسنتز برحسب واحد سطح برگ، اما نه برحسب واحد كلروفيل، كاسته مي‌شود، كه گوياي اين است كه دستگاه فتوسنتز هنوز سالم است.

كمبود آهن
كمبودهاي آهن و منيزيم تا حدودي شبيه به هم هستند زيرا هر دو با عدم توليد كلروفيل مشخص مي‌شوند. ولي كمبود آهن، برخلاف كمبودمنيزيم، هميشه از برگهايي جوانتر آغاز مي‌شود. در اغلب گونه‌ها، زردي در بين رگبرگهاست، و در برگهاي تازه تشكيل يافته طرح يك شبكه ظريف ديده مي‌شود، رگبرگهاي سبز تيره روي زمينه‌اي به رنگ سبز روشن يا زرد رنگ به طور مشخص به چشم مي‌خورند. جوانترين برگها ممكن است اغلب كاملاً سفيد و كلاً عاري از كلروفيل باشند. در برگ غلات، كمبود آهن به صورت نوارهاي سبز و زردرنگ كه به طور متناوب در طول برگ قرار دارند ديده مي‌شود. چون آهن با غلظت زياد در كلروپلاستها يافت مي‌شود كمبود اين عنصر سبب تغييراتي در جزئيات ساختماني آنها مي‌شود مانند كاهش اندازه و تعدادگرانو‌م‌ها.

زردي ناشي از آهك
در عمل، تغذيه آهن گياهان در خاكهاي با pH بالا و قليايي اغلب دچار اختلال مي‌شود. اين مسئله به عنوان زردي ناشي از آهك شناخته مي‌شود و نشانه‌هاي كمبود آهن ظاهر مي‌گردد. اين وضعيت در اثر سطوح زياد باعث افزايش pH بافتهاي گياهي شود و به اين ترتيب سبب شود كه كاهش به تقليل يابد. در خاكهاي قليايي، غلظت در محلول خاك زياد است. به نظر مي‌رسد كه با براي اشغال مواضع پيوندي تركيبات كي‌ليت رقابت مي‌كند و بدين ترتيب قابليت جذب آهن كاهش مي‌يابد. اين امر ممكن است در مرحله جذب مهم باشد. علاوه بر اين، طبق بررسيهاي ماكولد (سال 1968) جزء از كل آهن گياه به ميزان قابل ملاحظه‌اي درجه زردي ناشي از كمبود آهن را تعيين مي‌كند، برگهاي سبز در مقايسه با برگهاي زرد رنگ، داراي بيشتري هستند. شواهدي وجود دارد مبني بر اينكه در حضور فسفات زياد خاك، فسفات آهن روي سطح خارجي ريشه رسوب مي‌كند. همانطور كه پيش از اين بيان شد، فسفر زياد در تحرك و انجام وظيفه آهن درون گياه اختلال ايجاد مي‌كند.
همه گونه‌هاي گياهي به طور يكسان مستعد زردي ناشي از كمبود آهن نيستند. تفاوت توانايي در جذب آهن در خاك قليايي، بيشتر به اين موضوع ارتباط دارد كه گونه كشت شده آهك دوست است يا آهك گريز. كمبود آهن معمولاً در گونه‌هاي آهك گريز نظير آزاليا، رودودندرون و نوعي ميوه دانه‌ريز مشاهده مي‌شود. مهمترين محصولات تجارتي كه تحت تأثير قرار مي‌گيرند مركبات، درختان ميوه خزان كننده و تاكها هستند. زردي در اثر كمبود آهن همچنين در لوبيا، سوژا، ذرت، ذرت خوشه‌اي، حبوبات، برنج و گوجه‌فرنگي مشاهده شده است.
در مزرعه، زردي ناشي از كمبود آهن بيشتر در مناطقي روي مي‌دهد كه ميزان كربنات در خاك زياد و تهويه خاك ضعيف است.

واكنش‌هاي ريشه در برابر كمبود آهن
گرچه نشانه عمده كمبود آهن در برگ‌ها جلوگيري از گسترش كلروپلاست است، اما در ريشه‌هاي شماري زياد از گونه‌هاي گياهي (بجز علف‌ها)، كمبود آهن با تغييرات آشكار در شكل ظاهري ريشه همراه است. اين تغييرات عبارت است از:‌جلوگيري از طويل شدن ريشه، افزايش در قطر انتهاي ريشه، تشكيل تارهاي كشنده به ميزان زياد و تشكيل سلول‌هاي ريزودرم با ديوارهاي پيچ و خم‌دار، كه از مشخصات سلول‌هاي گذرگاهي است. تشكيل سلول‌هاي گذرگاهي در ريزودرم، كه با كمبود آهن سرعت مي‌بخشد. بخشي از ساكاروز تنظيمي براي افزايش ميزان جذب آهن است و تنها در گونه‌هاي گياهي ديده مي‌شود، كه مي‌توانند محيط ريشه خود را اسيدي كنند.
سلول‌هاي گذرگاهي داراي فعاليت سوخت‌و سازي زياد هستند و در جابجايي مواد، نقشي مهم دارند. به احتمال زياد، سلول‌هاي گذرگاهي ريزودرم در ريشه‌هايي كه كمبود آهن دارند جايگاه‌هاي پمپ‌هاي خروج هيدروژن و رها شدن تركيبات فنولي هستند. پس از اين كه آهن به اندازه كافي دوباره فراهم شد، سلول‌هاي گذرگاهي در فاصله‌ي زماني يك يا دو روز از ميان مي‌روند،‌ همزمان با آن، ميزان‌هاي افزايش يافته جذب آهن، خروج پروتون و رها شدن تركيبات فنولي به ميزان‌هاي معمولي خود پايين مي‌آيند، pH محيط بيرون بالا مي‌رود و مواد احياء كننده (ظرفيت احيا كردن) ناپديد مي‌شوند.
هنگامي كه ميزان آهن از اندازه مطلوب كمتر است (براي نمونه، هنگامي كه غلظت‌هاي كلات‌هاي آهن سه ظرفيتي اندك است و يا تركيبات غيرآلي آهن سه ظرفيتي كه حل‌پذيري اندك دارند، به كار برده مي‌شوند)، تغييرات آهنگين يا دوره‌اي در شكل ظاهري ريشه و تحريك ريشه در تغييرات pH محيط و ميزان جذب آهن مشاهده مي‌شود. به هر حال ميزان رشد بخش‌هاي هوايي گياه و ميزان كلروفيل، بدون تغيير برجا مي‌مانند. در واكنش در برابر كمبود آهن، هم آهن با حل‌پذيري اندك و هم منگنز ( ) در محيط خارج متحرك مي‌شوند. اين امر، ممكن است در گياهاني كه در خاك‌هايي قليايي با ميزان آهن كمتر از اندازه مطلوب رشد مي‌كنند، باعث سميت به وسيله منگنز شود.
در علف‌ها، ساز و كارهاي واكنشي، كه درباره آن گفتگو شد، مشاهده نمي‌شود. به هر حال، علف‌ها را نمي‌توان به سا دگي به عنوان گياهاني در نظر گرفت، كه ميزان مصرف آهن در آنها پايين است، زيرا در اين گياهان، روشي ديگر براي روبرويي با كمبود آهن ايجاد شده است. به طور كلي، اين گياهان نسبت به زردي كه در اثر قليايي بودن خاك بوجود مي‌آيد، كمتر از بيشتر دولپه‌اي‌ها حساس هستند. در علف‌هايي كه به كمبود آهن مبتلا هستند، اسيدهاي آمينه كه پروتئين‌ساز نيستند انباشته و از ريشه‌ها به محيط خاك وارد مي‌شوند. برخي از اين اسيدهاي آمينه، از جمله اسيد اونيك شناسايي‌ شده‌اند.

اين اسيدهاي آمينه، با آهن سه ظرفيتي، نه با آهن دو ظرفيتي توليد تركيبات بسيار پيچيده‌ي پايدار مي‌كنند و در pHهاي بالا، در حل كردن FeOOH بسيار مؤثرتر هستند. از نظر شيميايي، با نيكوتيان آمين، پيوندي بسيار نزديك دارند، كه به ميزان زياد در گياهان عالي وجود دارند، براي نمونه، باعث سبز شدن موتانت‌هاي گوجه‌فرنگي مي‌شوند كه از نظر توليد كلروفيل نارسا هستند. نيكوتاين آمين با آهن (دوظرفيتي) و نه با آهن سه ظرفيتي به طور مؤثر، كلات توليد مي‌كند. در واكنش در برابر كمبود آهن، علف‌ها آشكارا نيكوتاين آمين را به تركيباتي مانند اسيد اونتيك تبديل مي‌كنند، كه به درون فضاي پيرامون ريشه رها مي‌شوند تا با تشكيل كلات با آهن سه ظرفيتي باعث تحرك آن شوند. اين كلات‌هاي آهن سه ظرفيتي، به درون سلول‌هاي ريشه جابجا مي‌شوند و مانند سيدروفورهاي هيدروكسامات در باكتري‌ها به عنوان سيدروفورهاي گياهي عمل مي‌كنند. ميسر ساختن نيكوتيان آمين و سيدروفورهاي گياهي وابسته به آن و چگونگي تنظيم به وسيله‌ي آهن، تاكنون شناخته نشده‌اند.

علايم كمبود آهن در برخي درختان ميوه
هلو، آلو و گوجه :
ابتدا كلروز در برگ‌هاي جوان ديده مي‌شود. پهنك برگ سبز كم رنگ و بعد زرد و در بعضي موارد سفيد مي‌گردد، رگبرگ‌ها سبز باقي مي‌مانند، در كمبود شديد لبه برگ‌ها حالت بافت مردگي نشان مي دهند و قبل از بلوغ مي‌افتند.
آلبالو و گيلاس :
كمبود اين عنصر از روي ظهور زردشدگي پهن رگبرگهاي برگ‌هاي جوان قابل تشخيص است. در حالت‌هاي شديد كمبود پهنك برگ سبز كمرنگ شده و در بعضي موارد زرد و حتي سفيد رنگ مي‌گردد. لبه برگ‌ها ممكن است حالت بافت مردگي پيدا نمايند و قبل از بلوغ بيفتند.

مركبات :
كمبود آهن به تدريج كه كمبود توسعه مي‌يابد برگ‌ها كم رنگ شده و به سفيدي مي‌گرايند، رگبرگ‌ها نيز رنگ سبز خود را از دست مي‌دهند، در كمبودشديد برگ‌ها كوچك و چروكيده مي‌گردند.
ميوه‌ها كوچك و بي‌رنگ مي‌شوند، سرشاخه‌ها خشكيده و مي‌ميرند، ممكن است شاخه‌اي يا قسمتي از درخت و يا چند درخت در باغ آلوده شده و بقيه علايم كمبود را نشان ندهند.
سيب :
بروز زردي در برگ‌هاي جوان در انتهاي سرشاخه‌هاي جوان از علائم كمبود آهن مي‌باشد. در حالت شديد كمبود برگ‌هاي تازه و جوان زرد رنگ شده ولي رگبرگ‌ها سبز باقي مي‌مانند و شبكه رگبرگ‌هاي سبز در متن زرد برگ كاملاً مشخص است.
توت فرنگي :
زرد شدن برگ‌هاي جوان اولين علامت كمبود است، با افزايش كمبود رنگ زرد برگ‌ها به سفيدي مي‌گرايد، در حالت كمبود خفيف رگبرگ‌ها سبز باقي مي‌مانند.
انگور :
كمبود آهن ابتدا بر برگ‌هاي جوان اثر مي‌گذارد. آنها رنگ پريده شده و در حالت كمبود شديد ممكن است به سفيدي بگرايند، رگبرگ‌ها ديرتر از پهنك برگ حالت «Herring bone» را بخود مي‌گيرند.
گلابي :
بروز زردي در برگهاي جوان و در انتهاي سرشاخه‌هاي جوان از علائم كمبود آهن مي‌باشد. در حالت كمبود شديد برگهاي تازه زرد رنگ شده ولي رگبرگها سبز باقي مي‌مانند و شبكه رگبرگ‌هاي سبز در متن زرد برگ كاملاً مشخص است. در تصوير نهال‌هاي جوان گلابي كه در خاك قليايي كاشته شده‌اند و دچار كمبود شديد آهن مي‌باشد در متن پوشش گياهي خاك باغ نشان داده شده است.
عوامل بوجود آورنده عارضه كمبود آهن عبارتند از :
الف ـ عوامل مربوط به خاك :
1- آهكي بودن خاك :
حدود 60 درصد اراضي ايران با درجات متفاوت آهكي هستند كه باعث بروز كمبود آهن و زردي گياه مي‌شوند. اثر آهك بعنوان عامل بوجود آورنده كلروز در گياهان را بنام كلروز ناشي از آهكي بودنخاك مي‌نامند. كيفيت آهك در خاك (ميزان آهك فعال) و اندازه ذرات آهك و سطح تماس ريشه با آهك احتمال بروز كلروز شدت بيشتري مي‌يابد بايد حتي‌الامكان از احداث باغات با درختان حساس به كلروز در زمينهاي آهكي خودداري شود. در مورد باغاتي كه قبلاً در چنين خاكهايي احداث شد ه مي‌توان با استفاده از روشهاي زراعي مناسب و همچنين مصرف كودهاي حاوي آهن از بروز كلروز آهن جلوگيري بعمل آورد و يا از شدت آن است.
2- عدم تهويه كافي يا خفگي ريشه‌ها :
عوامل مهمي باعث خفگي ريشه‌ها در خ اك مي‌شوند كه مهمترين آن مربوط به خيسي خاك مي‌باشد. بافت خاك متوسط يعني نه رسي و نه خيلي شني و داراي عمق كافي و فاقد لايه‌هاي متراكم گچ و آهك و رس براي احداث باغ مناسب مي‌باشد و بايستي قبل از احداث باغ تا عمق حدود 5/1 متر آزمايش خاكشنرس صورت گيرد.
آبياري غرقابي و كرتي بيشتر باعث بروز كمبود آهن مي‌شود، بنابراين روشهاي آبياري سنتي، باعث سفت شدن خاك و سله بستن و غيرقابل نفوذ شدن هوا و آب شده و باعث بروز كمبود آهن مي‌شود. استفاده از روشهاي آبياري قطره‌اي و نيز جوي و پشته باعث افزايش قدرت نفوذپذيري خاك به محيط اطراف ريشه و از اشباع آب جلوگيري مي‌شود.
3- قليايي و شور بودن خاك :
هرچه زمين قليايي باشد مقدار بيشتر از آهن غيرقابل محلول جذب براي ريشه در مي‌آيد بنابراين كمبود آهن در خاكهاي اسيدي بندرت و در خاكهاي قليايي به وفور ديده مي‌شود.
اصلاح خاك از نظر شوري و قليايي با اضافه كردن گچ و گوگرد و اسيدي كردن خاك از ميزان شوري و قليايي خاك مي‌كاهد و از بروز كلروز تا حدي جلوگيري مي‌كند.
4- عدم تعادل عناصر غذايي در خاك :
اگر مقدار يك عنصر در خاك بيشتر از حد مجاز باشد باعث جلوگيري از جذب و مصرف ساير عناصر مورد نياز مي‌شود.
الف) هرچه خاك مقدار فسفر بيشتري داشته باشد بدليل تشكيل رسوب مانع جذب آهن توسط بسياري از گياهان زراعي مي‌شود.
ب) افزايش جذب ازت به شكل نيترات مي‌تواند جذب آهن را كاهش دهد و علت آن بهم خوردن تعادل آنيون‌ها و كاتيون‌ها در گياه مي‌باشد.
ج) بهم خوردن تعادل آهن و روي در خاك، عنصر روي بر افزايش يا كاهش جذب آهن اثر مي‌گذارد كمبود روي در خاك موجب افزايش جذب آهن و زيادي روي در خاك سبب كاهش جذب آهن مي‌گردد.
د ) بهم خوردن تعادل آهن و منگنزكه اين دو عنصر حالت ضديت با هم را دارند.
هـ ) بهم خوردن تعادل آهن و موليبدن كه موليبدن زياد خاك با تشكيل رسوب موليبدات آهن روي سطوح ريشه، قابليت جذب آهن را كاهش مي‌دهد.
در خاك‌هاي قليايي قابليت استفاده موليبدن افزايش مي‌يابد و در نتيجه مي تواند قابليت جذب آهن را كاهش دهد.

ب ـ عوامل مربوط به آب آبياري :
انجام آبياري سنگين بويژه در باغاتي كه داراي رس هستند و از زهكش مناسب و كافي برخوردار نمي‌باشند باعث مي‌شود كه خاك اطراف ريشه‌ها براي مدت نسبتاً طولاني بصورت اشباع باقي مانده و در نتيجه تهويه خاك محدود و كلروز تشديد شود. بنابراين ميزان اب در هر آبياري و فاصله زماني بين دو آبياري متوالي در باغات با خاك رسي و از آبياري غير ضروري بايد اجتناب كرد. كيفيت آب آبياري نيز در كلروزه شدن درختان نيز بسيار مهم مي‌باشد يعني اگر آب داراي كربنات و بي‌كربنات باشد باعث بروز كلروز شده و يا آنرا تشديد مي كند.
آبهاي قناتها و چاهها داراي كربنات بيشتري نسبت به رودخانه‌ها دارند زيرا رودخانه‌ها به دليل جاري بودن مقداري از گاز كربنيك خود را متصاعد كرده و از دست مي‌دهند و درختان كمتر نكروزه مي‌شوند و نيز با ايجاد استخر ذخيره آب و فواره و آبشار مقداري از بي‌كربنات محلول در آب را مي‌توان كاهش داد.
آبياري با آب شور و قليا باعث مي‌شود به تدريج موجب شوري و قليايي شدن خاك شده و علاوه بر تشديد كلروز تشكيلات ديگري در رشد درختان ميوه بوجود مي‌آورد.

ج ـ عوامل مربوط به درخت :
همه درختان به يك نسبت مبتلا به كمبود يا زردي نمي‌شوند و شدت كلروز يا كمبود آهن در شرايط يكسان از نظر آب و هوا بستگي زيادي به نوع درخت دارد. بطور كلي درختان ميوه هسته‌دار نسبت به درختان ميوه دانه‌دار داراي حساسيت كمتري به كلروز هستند ضمناً در بين ارقام مختلف يك گونه نيز كمبود آهن يا كلروز نيز متفاوت است.
لازم به ذكر است نوع پايه نيز در بروز كلروز مهم مي‌باشد.

کنترل و بهبود کمبود آهن در درختان میوه:
پیشگیری:
1- افزودن مواد آلي به خاك (پخش يكنواخت)
پخش يكنواخت (غيرموضعي) مواد آلي نيز مي‌تواند در اصلاح زرد برگي آهكي مؤثر باشد. در محصولات زراعي (مثل ذرت خوشه‌اي) افزودن 30 تن كود دامي در هكتار، به خوبي كمبود آهن را برطرف كرده است. ماده آلي به چند طريق باعث افزايش قابليت جذب آهن خاك مي‌شود:
الف : در ماده آلي، مانند كود دامي، كمپوست و پيت مواد كلات كننده طبيعي (موادي كه با آهن تركيب پايدار تشكيل داده و از رسوب آن جلوگيري مي‌كنند) توليد مي‌شود كه مي‌تواند با آهن موجود در خاك پيوند برقرار كرده و آن را متحرك و به ريشه برساند. بعضي از مواقع، غني‌سازي ماده آلي با سولفات آهن به اين امر بيشتر كمك مي‌كند.
ب : اگر ريشه با توده و يا ذراتي از مواد آلي تماس پيدا كند، در واقع داخل محيطي مي‌شود كه درجه اسيديته آن پايين و آهك هم وجود ندارد. بنابراين آهن موجود در كود و يا آهني كه از طريق غني‌سازي به كود اضافه شده، به راحتي توسط ريشه جذب مي‌شود.
ج : درون ماده آلي، به دليل فعاليت موجودات ريز خاك، مواد اسيدي توليد و ترشح مي‌شود كه با خروج از ماده آلي، خاك اطراف خود را تا حدي تحت تأثير قرار مي‌دهد. برخورد ريشه‌ها با چنين خاكي به جذب آهن بسيار كمك مي‌كند. البته آهك خاك اين ترشحات را بي‌اثر مي‌كند و با فاصله گرفتن از ماده آلي در خاك، از اثربخشي اينگونه ترشحات به شدت كاسته مي‌شود.
د : ذرات مواد آلي در خاك، در صورتي كه در شرايط بي‌هوازي قرار گيرند (مثل هنگامي كه خاك بر اثر آبياري خيس شده باشد)، در اطرف خود شرايط احياء ايجاد كرده و آهن سه ظرفيتي را به دو ظرفيتي تبديل مي‌كند. با اين تبديل، حلاليت تركيبات آهن‌دار افزايش يافته و گياهان با سهولت بيشتري آهن را جذب مي‌كنند. در شرايط غير غرقاب، اين حالت در زمانهايي خاص (مثلاً بعد از آبياري سنگين) رخ مي‌دهد. البته اگر خاك آهك زياد داشته باشد، در اين مواقع غلظت بي‌كربنات نيز افزايش يافته و زردي برگ نيز بيشتر مي‌شود. بنابراين آبياري سنگين بيشتر منجر به شدت يافتن كمبود آهن مي‌شود. با اين حال پديد آمدن مناطق احياء در مجاورت ذرات ريز مواد آلي در خاك، در صورتي كه خاك رطوبت متوسطي نيز داشته باشد، متحمل است. ريشه‌هايي كه از مجاورت چنين مناطق كوچكي بگذرند، با سهولت بيشتري آهن را جذب مي‌كنند.
هـ : در خاكهاي با بافت سنگين، عدم تهويه مناسب كه معمولاً به دنبال آبياري پديد مي‌آيد، دو اثر عمده دارد. اول آنكه به علت افزايش غلظت دي‌اكسيد كربن، غلظت بي‌كربنات در خاك آهكي افزايش مي‌يابد. اين ماده در مقابل كاهش درجه اسيديته در مجاورت ريشه گياهان به شدت مقاومت نموده و بدين ترتيب از جذب آهن توسط ريشه ممانعت مي‌كند. ديگر آنكه با كاهش غلظت اكسيژن در خاك، نياز ريشه به اكسيژن برآورده نشده و بدين ترتيب رشد و فعاليتهاي ريشه مختل مي‌شود كه نهايتاً به كاهش جذب آهن نيز مي‌انجامد، زيرا فقط قسمتهاي نزديك به انتهاي ريشه‌هاي جوان و در حال رشد در جذب آهن فعال هستند. اگر رشد ريشه به هر دليل، از جمله كاهش غلظت اكسيژن در خاك و يا حمله عوامل بيماريزا متوقف شود، گياه دچار كمبود آهن خواهد شد. افزودن مواد آلي به خاكهاي سنگين، خاك را پوك و تهويه را افزايش مي دهد. بنابراين از اين راه نيز جذب آهن تقويت مي‌شود. منابع رايج مواد آلي در كشور ما شامل كود دامي، خاك برگ، كود سبز، كمپوست زباله شهري و بقاياي محصولات زراعي و باغي مي‌باشند.
2 - مديريت مناسب آب و خاك
بهبود تهويه خاك نقش اساسي در ممانعت زردبرگي آهكي دارد. از آنجا كه بعضي از خاكهاي آهكي بافت سنگيني نيز دارند، اين مسأله بسيار حساس مي‌باشد. در باغهايي كه عمق خاك سطحي كم و در زير آن مواد مادري آهكي وجود دارد، آبياري ثقلي مناسب نيست و استفاده از روش آبياري قطره‌اي، ضروري مي‌باشد. با اين روش آبياري، در مصرف كلاتهاي گران قيمت نيز صرفه‌جويي زيادي خواهد شد (تا نصف مقدار معمول). به علاوه با آبياري تحت فشار، مصرف اسيد سولفوريك نيز راحت‌تر خواهد بود. براي جلوگيري از اثر خورندگي اسيد و صدمه به دستگاه‌هاي مربوطه، مي‌توان اوره و سولفات پتاسيم را نيز به همراه اسيد سولفوريك به كار گرفت. در كل هرچه آبياري در دفعات بيشتر ولي سبكتر باشد، مناسبتر است. از فشرده شدن خاك خيس با رفت و آمد ادوات كشاورزي نيز بايستي احتراز كرد.

درمان:
1- كاهش اسيديته حجم محدودي از يك خاكي آهكي و تماس ريشه با آن
اصولاً حتي در يك خاك فاقد آهك، غلظت آهن در محلول خاك، نياز گياه را به اين عنصر برآورده نمي‌كند. تحقيقات نشان داده كه اكثر گياهان به غلظت مول آهن در محلول خاك نياز دارند. چنين غلظتي فقط در درجه اسيديته (pH) 5/6 و يا كمتر در محلول خاك وجود دارد. اگر درجه اسيديته خاك بيشتر از اين حد بوده و گياه كمبود آهن نشان ندهد، بايستي مطمئن باشيم كه ريشه گياه، بويژه گياهان تك لپه‌اي با تشرح موادي در اطراف خود، حلاليت و قابليت جذب آهن را در خاك افزايش مي‌دهد. اين مواد شامل تركيبات اسيدي و احياء كننده مي‌باشند كه به ريشه در جذب آهن كمك مي‌كنند. اين دسته از گياهان به گياهان (استراتژي يك) معروف مي‌باشند. به غير از خانواده گندميان، گياهان ديگر با استفاده از اين روش ويژه، آهن موردنياز خود را تأمين مي‌كنند. با افزايش آهك خاك، اين فرآيند (استراتژي يك) به درجات مختلف، مختل مي‌شود. گياهان مقاوم به كمبود آهن، قدرت بيشتري در توليد و ترشح تركيبات اسيدي و احياء كننده داشته ولي گياهان حساس، در اين مورد چندان كارآ نيستند. به همين دليل باافزايش آهك در خاك، گياهان حساس به درجات مختلفي دچار زردي برگ مي‌شوند.
از آنجا كه آهن يك عنصر كم مصرف (در محصولا پرتوقع حدود دو كيلوگرم در هكتار آهن از خاك برداشت مي‌شود) و موردنياز گياه مي‌باشد، چنانچه درصد كمي از ريشه‌ها در محيطي قرار گيرند كه آهك در آن نباشد باز هم جذب آهن به ميزان مناسب صورت گرفته و نياز گياه برآورده مي‌شود. آهك‌زدايي و در نتيجه كاهش درجه اسيديته در حجم محدودي از خاك به چند روش امكان‌پذير است.
الف ـ افزودن اسيد به خاك :
اسيد سولفوريك مناسبترين ماده است. اين كار باعث خنثي شدن آهك مي‌شود. در صورتي كه ريشه با چنين منطقه‌اي تماس يابد، آهن را به خوبي جذب مي‌كند. برخي تحقيقات نشان داده كه حتي اگر 4/0 درصد از خاك داراي چنين شرايطي شود (آهك كاملاً خنثي و درجه اسيديته به زير هفت برسد) نياز گياهان به آهن به خوبي برآورده شود. حضور تعداد كافي ريشه در چنين محيطي ضروري مي‌باشد. به عبارت ديگر از آنجا كه آهن نمي‌تواند از منطقه اسيدي به ساير مناطق خاك حركت كند، حتماً بايستي ريشه‌ها در اين منطقه حضور فعال داشته باشند.

ب ـ جايگزين كردن توده‌اي از خاك با مواد آلي :
بدين ترتيب كه چاله يا شياري در خاك زير قطره چكانها و يا در مسير عبور آب در ناحيه سايه‌انداز درخت حفر شده و به جاي آن مواد آلي مي‌ريزند. گاهي غني‌سازي ماده آلي با املاح معدني آهن‌دار (افزودن سولفات آهن به كود دامي) و يا حتي كاهش بيشتر درجه اسيديته ماده آلي از طريق افزودن اسيد يا گوگرد و يا هر دو با هم، تأثير قاطع‌تري در سبز كردن برگها دارد (براي اينكه اثربخش باشد، بايستي ابتدا توسط برخي موجودات ريزخاك، به سولفات تبديل شود). كاهش درجه اسيديته توده مواد آلي قبل از فعاليت اين موجودات باعث تسريع فعاليت اين موجودات شده و حتي ممكن است در مراحل بعدي ديگر احتياجي به افزودن اسيد نباشد. در ضمن مواد آلي نسبتاً تازه براي اين كار،‌از مواد آلي خيلي پوسيده بهتر مي‌باشند.

2- مصرف خاكي كلاتهاي آهن
مدت 40 سال است كه Fe-EDDHA به عنوان بهترين كلات براي خاكهاي آهكي شناخته شده است. عامل كلات كننده EDDHA با قدرت زيادي آهن سه ظرفيتي را نگهداري كرده و از رسوب آن در خاك جلوگيري مي‌كند. بدين ترتيب غلظت آهن در محلول خاك افزايش چشمگيري مي‌يابد. در مجاورت ريشه به دنبال ترشح مواد اسيدي و احياء كننده آهن دو ظرفيتي مي‌شود. از آنجا كه پايداري عامل كلات كننده با آهن دو ظرفيتي چندان زياد نيست، در مجاورت ريشه آهن از كلات جدا شده و به راحتي توسط ريشه جذب مي‌شود.
حال آهن كلات كننده مي‌تواند با آهن ديگري مجدداً كلات ايجاد كرده و اين كار را دوباره تكرار كند. البته عمر اين بنيان آلي در خاك كوتاه بوده و پس از مدتي از ميان مي‌رود. افزودن تركيبات آهن‌دار به چنين كلاتي فرآيند فوق را تسهيل مي‌نمايد. با اين كار در واقع كارآيي كلات افزايش مي‌يابد. به عبارت ديگر با مصرف كود آهن كمتري، زردي برگ برطرف خواهد شد.
از آنجا كه اين كودها بسيار گران‌قيمت مي‌باشند، بايد آنها را به روشي مصرف كرد كه بيشترين كارآيي را داشته باشند. مصرف به همراه آب آبياري از اين نظر مفيد مي‌باشد. چسباندن ذرات اين كود به بذر نيز در مواردي اثربخش بوده ومقدار مصرف را كاهش داده است. در يك آزمايش براي سويا فقط يك كيلوگرم از كود با بذر مخلوط و سپس بذرها كاشته شد و به نحو مؤثري زردي برگ مداوا شد. شكل متيل شده اين كود نيز براي مصرف خاكي كاربرد دارد. قيمت آن ارزانتر ولي در مواردي نيز ديده شد كه كارآيي آن كمتر مي‌باشد.
اگر از دستگاه‌هاي تزريق كننده كود در خاك استفاده شود، مي‌توان كلاتهاي آهن را به همراه كودهاي ديگر به خاك تزريق كرد. در اين صورت كارآيي مصرف كود بازهم افزايش مي‌يابد. با اين روش يك تا سه كيلوگرم كلات آهن براي يك هكتار كافي خواهد بود.
افزودن اين كود به محيط كشت ريزوبيوم براي تلقيح بذر نيز اثرات مفيدي نشان داده واز بروز زردي برگ در مراحل اوليه رشد (قبل از تشكيل گره و آغاز تثبيت بيولوژيك ازت) جلوگيري مي‌كند. با آغاز تثبيت بيولوژيك، ترشحات مفيد ريشه افزايش يافته و مشكل كمبود آهن در خاك آهكي نيز معمولاً رفع مي‌شود.

3- تغذيه متعادل
در صورتي كه تغذيه گياه متعادل و ساير عوامل محيطي نيز مطلوب باشد، ريشه از رشد و فعاليت خوبي برخوردار بوده و جذب آهن بهتر انجام مي‌شود. برخي عناصر در تحريك جذب آهن در خاك آهكي، نقش مهمي به عهده دارند. مهمترين عنصر پتاسيم مي‌باشد. جذب اين عنصر ترشح اسيد ريشه را تحريك مي‌كند. بعضي مواقع ديده شده كه حتي اگر گياه از نظر پتاسيم كمبودي نداشته باشد (كاهش عملكردي از بابت اين عنصر وجود نداشته باشد) باز هم افزايش پتاسيم برگ تا حد مناسبتري (از طريق مصرف كود پتاسه) به رفع زردبرگي آهكي كمك مي‌كند. نقش سولفات آمونيوم، تاحدي مشابه سولفات پتاسيم مي‌باشد. البته تبديل آمونيوم به نيترات (فرآيند نيتريفيكاسيون) از اثربخشي آن مي‌كاهد. به همين خاطر ديده شده كه استفاده از ممانعت كنندگان فرايند نيتريفيكاسيون، در برطرف كردن زردبرگي آهكي مؤثر است. در اين حالت اثربخشي سولفات آمونيوم به سولفات پتاسيم نزديك مي‌شود.
تعيين يك فرمول كودي مناسب براي تغذيه متعادل و جلوگيري از بروز زردي برگ همواره كار راحتي نيست. اين فرمول بستگي زيادي به جنس و رقم گياه و ساير شرايط محيطي دارد. مثلاً در آزمايشي سوياي مقاوم به كمبود آهن در يك خاك آهكي كاشته شد. به علت زيادي آهك، گياه دچار زردي برگ شد. افزودن كلات آهن، فسفر و ازت به تنهايي و نيز كلات آهن به همراه فسفر، تأثيري در افزايش محصول نداشت، ولي افزودن هر سه عنصر با هم، افزايش عملكرد را به دنبال داشت. افزودن بي‌كربنات به اين تركيب، عملكرد و نيز غلظت آهن در برگ را به ميزان 10 درصد كاهش داد. تأثير منفي بي‌كربنات (كه در شرايط طبيعي مي‌تواند به دلايلي خود به خود در خاك پديد آيد) به تنهايي (بدون افزودن سه عنصر فوق) بسيار شديدتر بود تا هنگامي كه به همراه ساير كودها اضافه گرديد. بي‌كربنات زياد سبب مي‌شود تا ثبات و يكپارچگي ديواره سيتوپلاسمي سلولهاي ريشه مختل شده و برخي عناصر از جمله پتاسيم از ريشه به خارج تراوش نمايد و بدين ترتيب گياه متحمل خسارات سنگيني خواهد شد. در مورد سوياي حساس به كمبود آهن همه چيز متفاوت بود. در اين حالت كود فسفره به تنهايي، حتي باعث كاهش محصول گرديد. در بسياري از ارقام فسفر تأثير منفي شديدي بر تغذيه آهن و نيز روي در گياه دارد. بسياري از درختان ميوه معتدله كه در خاكهاي آهكي كاشته مي‌شوند، از اين دسته‌اند. مصرف زياد و غيرمنطقي فسفر مشكلات زيادي در تغذيه آهن و روي در درختان ميوه پديد آورده و در اينگونه باغها شدت كمبود آهن و روي بيش از باغهايي است كه كود فسفره مصرف نمي‌كنند. تأمل در نتايج آزمايش فوق و نيز يافته‌هاي ديگر، تغذيه مناسب و متعادل را براي هر رقم در هر منطقه، ضروري مي‌نمايد.

4- تزريق مواد اسيدي به تنه درختان
نظر به آهكي بودن خاكهاي زراعي و باغي كشور و بي‌كربناته بودن آبهاي آبياري (مثلاً آب چاه ايستگاه تجرك همدان چهار و آب چاه يك باغ سيب در دماوند 3/3 ميل اكي‌والانت در ليتر بي‌كربنات دارند)، درجه اسيديته شيره سلولي در درختان نيز بالا مي‌باشد و اين امر به عدم تحرك كاتيونهاي فلزي بويژه آهن، روي و منگنز مي‌انجامد. تحت چنين شرايطي اگر درجه اسيديته شيره سلولي را با استفاده از مواد اسيدي‌زا كه محتوي عناصر كم نياز نظير آهن، منگنز، روي، بُر، مس و ... نيز باشد كاهش دهيم نسبت به رفع كمبود اين عناصر كمك خواهيم كرد.
يكي از اشكال ساده اين كار، بدين ترتيب است كه سوراخ يا سوراخهايي در پوسته تنه درخت ايجاد كرده و لوله‌اي را كه به مخزني وصل است داخل آن مي‌كنند. لوله بايد به خوبي با پوست درخت تماس داشته باشد تا محلول از اين محل خارج نشود. سپس محلول اسيدي را به داخل تنه درخت تزريق و فرصت مي‌دهند تا توسط دستگاه آوندي جذب و به برگها برسد. گاهي مي‌توان اين ماده را به صورت جامد در حفره‌اي در تنه درختان جايگزين كرد. در صورتي كه در اين محل به مقدار كافي شيره ازدستگاه آوندي درخت تراوش كند، مقدار كافي از اين مواد حل شده و منتقل مي‌شود.
تزريق سولفات آهن، اسيد سولفوريك رقيق شده، سولفات منگنز، سولفات روي و ... با فشار توسط دستگاه مخصوص نيز مي‌تواند مؤثر باشد. گاهي اين تزريق‌ها سوختگي‌هايي در پوست ايجاد مي‌كند. آنچه مهم است، آن است كه مواد مصرفي بسيار ارزان مي‌باشند و هزينه اصلي متوجه نيروي كارگر است. گاهي در مقياس وسيع به چنين تزريقهايي اقدام مي‌كنند. اين تزريق‌ها ويژگيهاي فني مخصوص دارند و بايستي با راهنمايي منابع علمي انجام شود. اخيراً چنين طرحي در مؤسسه تحقيقات خاك و آب در حال اجرا مي‌باشد.

5- محلول پاشي
تركيبات خاصي به عنوان كود آهن براي محلول پاشي توسط توليد كنندگان كودهاي شيميايي ساخته مي‌شود كه معمولاً فقط شامل تركيبات آهن‌دار نيست و داراي افزودنيهاي ديگري نيز مي‌باشد. همانگونه كه توضيح داده شد، كلاتهاي آهني كه براي محلول پاشي ساخته مي‌شوند و بنيان EDTA دارند، براي مصرف در خاكهاي آهكي مناسب نيستند و كارآيي لازم را در خاك ندارند و نبايستي آنها را در خاك مصرف نمود.
محلولپاشي با تركيبات معدني ساده مثل سولفات آهن و اسيد سولفوريك در بسياري موارد مي‌تواند مؤثر باشد. در بيشتر موارد محلولپاشي با غلظت يك تا دو درصد سولفات آهن (دو تا چهار گرم در ليتر آهن خالص) در كاهش زردي برگ موثر است. البته گاهي سوختگيهايي در سطح برگ پديد مي‌آيد كه در اين صورت بايد غلظت را كاهش داد. علت استفاده از چنين غلظت بالايي آن است كه آهن در محلول به صورت هيدروكسيد آهن رسوب و غلظت آهن در محلول كاهش مي‌يابد. يعني آنچه كه براي محلولپاشي در نهايت مصرف مي‌شود، بيشتر شامل رسوب كلوييدي هيدروكسيد آهن است و غلظت واقعي آهن در محلول پايين است. قدرت جذب هيدروكسيد آهن از طريق برگ بسيار پايين است. يك راه جلوگيري از اين حالت، افزودن اسيد سولفوريك غليظ (حدود يك ميلي‌ليتر در يك ليتر آب) و كاهش درجه اسيديته تا سه مي‌باشد. در اين حالت چون رسوب هيدروكسيد آهن كمتر تشكيل مي‌شود، مي‌توان مقدار سولفات آهن مصرفي را كاست و بدين ترتيب خطر سوختگي برگ را نيز كاهش داد. در اين درجه اسيديته جذب آهن از طريق برگ به خوبي انجام مي‌شود.
در چند درخت سيب 20 ساله در يك باغ در دماوند كه از شدت كمبود عناصر كم نياز به ويژه آهن در شرف از بين رفتن بودند در تاريخ 18/3/77، 800 سانتيمتر مكعب اسيد سولفوريك نيم نرمال در چهار سوراخي كه در تنه درختان ايجاد شده بود تزريق گرديد و پس از يك هفته مشاهده گرديد كه از شدت زردي برگها بدشت كاسته شده است. مشاهده اين امر ما را براي پيدا كردن راهي ساده‌تر براي كاهش بي‌كربنات آب آبياري و كاهش درجه اسيديته شيره سلولي تشويق مي‌نمايد.
مصرف محلول اسيد سولفوريك (يك ميلي‌ليتر در يك ليتر آب) به تنهايي نيز اثرات خوبي را نشان داده است. اين محلولپاشي درجه اسيديته شيره گياهي را كاهش مي‌دهد. در اين حالت آهني كه در آوند و يا ديواره سلولي (‌آپوپلاست) غير متحرك است، فعال شده و بدين ترتيب وظيفه خود را در گياه انجام مي‌دهد. بسياري مواقع وقتي برگ گياه دچار كمبود آهن در آزمايشگاه تجزيه مي‌شود، غلظت مناسبي از آهن را نشان مي‌دهد. از آنجا كه به علت درجه اسيديته بالاي شيره گياهي (ناشي از بي‌كربنات خاك) چنين آهني غيرمتحرك و غيرفعال است، برگ دچار زردي مي‌شود. محلولپاشي اسيدي، تاحدي اين مشكل را برطرف مي‌كند. به طور كلي محلولپاشي‌ها بسته به شدت كمبود، هر دو تا سه هفته يكبار بايستي تكرار شود.

توصیه هایی برای زردي يا كلروز آهن در درختان

الف ـ توصيه در رابطه با باغات جديدالاحداث :
1- از احداث باغ در خاكهاي آهكي، رسي، شور و قليايي و خاكهايي كه در آنها لايه‌هاي متراكم رس، گچ، آهك وجود دارد خودداري شود.
2- از احداث باغ در مناطقي كه آب آبياري حاوي مقدار زياد كربناتهاي محلول مي‌باشد خودداري شود.
3- از احداث باغ با درختان حساس در مناطقي كه محدوديت آب و خاك دارد جلوگيري و حتي‌الامكان از گياهان مقاوم به اين شرايط استفاده شود.
4- در مورد باغات جديدالاحداث توصيه مي‌شود در صورت مشاهده درختان حساس و مبتلا به كلروز با درختان مقاوم جايگزين شود. هرچند مستلزم خسارت مي‌باشد ولي از خسارتهاي بعدي بزرگتر جلوگيري خواهد شد.

ب ـ توصيه براي درختان باغات نسبتاً قديمي مبتلا به كلروز آهن :
براي باغاتي كه درختان قديمي دارند و مبتلا به كلروز هستند و امكان تغيير نوع درخت نمي‌شوند اقدامات زير را مي‌توان انجام داد :
1- انجام شخم ساليانه در سايه‌انداز درختان و دادن كود دامي پوسيده كه مقدار كود و عمق كود و فاصله كود دادن از درخت بستگي به جنس خاك و سن درخت و عوامل ديگري دارد.
2- تغيير روش آبياري از غرقابي به نشتي و جوي و پشته و جلوگيري از رسيدن آب به طوقه درخت و آبياري قسمت خارجه سايه‌انداز درخت.
3- جلوگيري از آبياري بيش از حد و غير ضروري، كم كردن مقدار آب در هر آبياري و جلوگيري از زه‌دار شدن زمين با ايجاد سيستم زهكش در باغ.
4- استفاده از آبهاي رودخانه‌اي بجاي آب چاه در مناطقي كه آب كربنات دارد.
5- سعي در اصلاح خاك و آب با نظر متخصص فن.
6- از مصرف زياد كودها بخصوص فسفره احتراز شود.
7- از كودهاي ازته آمونياكي مانند سولفات آمونيوم به جاي كود نيترات آمونيوم به كود نيترات آمونيم استفاده شود.
8- استفاده از كودهاي آهن‌دار مانند كلات آهن در ابتداي فصل رشد و به محض مشاهده اولين علائم كمبود در درختان.

چه بايد كرد؟
1- عاقلانه‌ترين كار اين است كه در خاكهاي آهكي از ارقام مقاوم به كمبود آهن استفاده شود. البته اين ارقام هميشه در دسترس كشاورزان نيستند. متخصصين اصلاح نباتات بايستي در كشوري مثل ايران كه با گسترة وسيعي از خاكهاي آهكي مواجه است، توجه بيشتري در شناسايي و توليد اين ارقام داشته باشند.
2- مؤثرترين و راحت‌ترين روش در اصلاح زردي برگ، مصرف خاكي كلاتهاي آهن (با بنيان EDDHA) مي‌باشد.
3- به علت گران بودن، در بسياري مواقع مصرف اين كلاتها مقرون به صرفه اقتصادي نيست. بنابراين بايد ابتدا روشهاي ديگر كه ارزبري قابل توجهي ندارند، به كار گرفته شوند و در صورت حل نشدن مشكل، به اين كودها روي آورد.
4- به تغذيه متعادل نيز بايستي بيش از گذشته توجه شود. تغذيه متعادل و آبياري مناسب، گياه را قوي و در جذب آهن كارآ مي‌كند. در اين صورت اگر زردي برگ كاملاً هم برطرف نشود، دست كم تخفيف خواهد يافت و نياز به مصرف كود آهن كاهش مي‌يابد.
5- محلولپاشي با استفاده از كلاتهاي آهن ساخت داخل و يا سولفات آهن در صورتي كه با سم‌پاشي توأم شوند، هزينه اضافي نيز در بر نخواهند داشت. البته بايستي كارشناسان سموم مصرف توأم را تجويز نمايند. در بيشتر مواقع اين اختلاط امكان‌پذير است.
6- استفاده از سولفات آهن و يا حتي اسيدسولفوريك براي تزريق در تنه درخت نيز يكي از ساده‌ترين و مؤثرترين روشهاست. تحقيقاتي در مورد افزايش و كارآيي اين روش در مؤسسه تحقيقات خاك و آب ادامه دارد.
7- استفاده مستقيم از مواد اسيدي نظير اسيد سولفوريك در آب آبياري كه محتوي بي‌كربنات فراوان مي‌باشند نيز يكي ديگر از چاره‌هاي رفع كمبود آهن مي‌باشد چه خوشبختانه در داخل كشور توليد سولفات آهن و اسيد سولفوريك توسط بخش خصوصي در هر مقدار و با قيمت بسيار ارزان امكان‌پذير است. اميد است در چاپ بعدي اين نشريات تحقيقي ـ ترويجي، راه چاره عملي براي تزريق مواد اسيدي‌زا در تنه درختان و يا اصلاح آب آبياري مطالب مفيد بيشتري در اختيار علاقمندان قرار گيرد تا با ترويج اين روشهاي سهل و اقتصادي، كشور را از واردات سكوسترين آهن (كيلويي 10 دلار) بي‌نياز كنيم.

منابع:

1- فینگ، آ. 1364. چکیده ای درباره علم تغذیه گیاه . ترجمه رحیم کسرایی. انتشارات دانشگاه تبریز. صص 178-179
2- . مارشنر، ه.1380. تغذیه معدنی گیاهان عالی. جلد اول. ترجمه: خلدبرین، ب. اسلام زاده. ط. انتشارات دانشگاه شیراز. صص 389 تا 405
3- منگل، ک. کرگبی. ا. 1374. اصول تغذیه گیاه. جلد 2. ترجمه: سالاردینی، ع. ا. مجتهدی. م . صص145تا 159
4- ملکوتی، م.ج. 1377. نقش ریز مغذی ها در افزایش تولید محصولات کشاورزی. مجله زیتون. ویژه نامه کاهش مصرف سموم و استفاده از کودها. وزارت کشاورزی. تهران ایران.
5- سیلسپور، م. 1386. بررسی اثر مصرف عناصر آهن و روی در خصوصیات کمی و کیفی گندم آبی و تعیین حد بحرانی آنها در خاک های دشت ورامین. مجله پژوهش و سازندگی.
6- سالردینی، ع. ا. 1371. حاصلخیزی خاک. انتشارات دانشگاه تهران. صفحه 440
7- Hemantarajan, A. 1995. Advancement in iron nutrition research. Pp:1-4. Scientific publisher, jodhpur, India
8- Faber, Ben. 1997. Soil PH. Subtropical fruit news. 5(2): 10-11
9- Han, Z.H, T. shen, R.F. korcak, and V.C. Baligar. 1998: Iron absorption by iron-efficient and inefficient species af apples. J. plant nutr. 21: 181-190

سایت های مورد استفاده:
1- www.esfahan.agri-jahad.ir/bor/tahgheghat/zardi
2- www.tubavesalmas.mihanblog.com/post/category/3
3- www.spectrum analytic.com
4- www.gyah.ir/gyahcrop/product/m1-6.htm
5- www.tropaqtar.blogspot.com/2007/11/blog-spot.htm
6- www.irandoc.ir
7- www.confbank.um.ac.ir/modules/conf-display/gardening/docs/86.DOC

 

بذر

بذر 

ابزارآلات کشاورزی

ابزار آلات کشاورزی